مدیریت مغز

دوشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸۸

هیپنوتیزم و فالگیری

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraph, li.MsoListParagraph, div.MsoListParagraph {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpFirst, li.MsoListParagraphCxSpFirst, div.MsoListParagraphCxSpFirst {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:0cm; margin-left:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpMiddle, li.MsoListParagraphCxSpMiddle, div.MsoListParagraphCxSpMiddle {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:0cm; margin-left:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpLast, li.MsoListParagraphCxSpLast, div.MsoListParagraphCxSpLast {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

 

هیپنوتیزم وفالگیری

   در این جلسه بیشتر راجع به فال و فالگیری صحبت میکنیم شاید فکر کنید فال گرفتن نوعی هیپنوتیزم کردن است یا اینکه  میخواهم کاربرد هیپنوتیزم را در فال گرفتن بیان کنم؟  اما اینطور نیست هدف من رفع ابهاماتی در مورد موضوع فال است که در ذهن عموم مردم وجود دارد.  رفع این ابهامات و روشن شدن نحوه تفال زدن مقدمه ای خواهد بود برای پرداختن به موضوع اصلی صحبت ما یعنی چگونگی تحقق توانایی های فوق بشری در هیپنوتیزم نظیر خواندن افکار روشن بینی  و...

فال و فاگیری

      فال موضوعی است که همه ما کم و بیش با آن سرو کار داشتیم اگر شما هم به سراغ فالگیران نرفته باشید آنها در کوچه و خیابان  به سراغ شما آمده اند. واین سوال همیشه بی پاسخ باقی مانده که : آیا شما واقعا به فال اعتقاد دارید یا خیر؟ آیا فال علم است یا خرافات ؟ آیا فالگیران شیادند یا عالم به علوم غریبه ؟                                                               شما فال را فقط یک سرگرمی می بینید با به فال اعتقاد راسخ دارید؟ یا اینکه به بعضی فالها اعتقاد دارید؟

      این پدیده در اعصار مختلف و اقصی نقاط جهان به گونه های مختلف وجود داشته و دارد. فال بودا درهند، فال ای- چینگ در چین، فال ورقهای تاروت در اروپا از جمله فالهای بسیار معتبر جهانی هستند که جزو اسناد تاریخی سرزمینشان بشمار می آیند در کشورما هم فال حافظ  و استخاره با قرآن از احترام و اعتبار ویژه ای برخوردارند. البته فالهای بسیار دیگری هم هستند که جهان شمولند مانند مثل فال اعداد، حروف ابجد یا تفال با خوراکیها مثل فال قهوه یا چای یا نخود یا ...

     حالا زمان آن رسیده با مطالعه این ای-میل یکبار برای همیشه تکلیفتان با فال و فالگیری روشن شود و یک دیگاه علمی نسبت به آن پیدا کرده وابهامات مربوط به آن برایتان بر طرف شود و پاسخ سوالات بسیاری را که ممکن است در این خصوص در ذهن شما هم باشد دریابید.

واقعیت فال چیست؟

     می توان فال را اینطور تعریف کرد که فال روشی برای  شناخت آینده است .  نهیبی به آینده زدن و  آگاهی پیدا کردن از آنچه قرار است رخ بدهدو یا  رخ ندهد.  اما آیا میتوان از آینده خبری آورد؟ آیا آینده را میتوان بیان کرد؟ ون عموما برای این فال میگیریم که از اتفاقی که در آینده ممکن است رخ بدهد باخبر بشویم اما

آیا فال میتواند از آینده به ما خبری بدهد؟؟

  برای پاسخ دادن به این سوال به آموخته های خود مراجعه میکنیم . ما از راز قانون جاذبه(موضوع ای-میل سوم) فهمیدیم که تخته سیاهی در آسمان نیست که آینده ما را در آن نوشته باشند سرنوشت ما به دست خود ما نوشته میشود این نوشته ای نیست که ما مجبور به اجرای مفاد آن باشیم. آینده در دست ماست و برای نگارش آن مختاریم. پس ما معتقدیم آینده نوشته نشده سرنوشت وتقدیر هم اکنون درحال نگارش است      پس     کسی نمیتواند از آنچه نوشته نشده به ما خبری بدهد      اما       از جهت دیگر هم نمیتوانیم منکر پیش گویی های بزرگ تاریخ بشری هم بشویم.

  از تاریخ عهد باستان (و به گواه قران مجید) داستان موسی و فرعون را شنیده ایم که چگونه منجمان فرعون را از تولد موسی با خبر کردند و پس از آنکه مادرش اورا به رود نیل انداخت تا زمانی که  موسی در کاخ فرعون بزرگ شد و سر انجام کاخ فرعون را نابود کرد منجمان تمام این وقایع را از پیش به فرعون گوشزد کرده بودند. همینطور منجمان درمورد ولادت پیامبران دیگر هم پیشگویی های دقیقی داشته اند که به هیچ عنوان نمیتوان نقصی درآنها یافت واین حقایق را زیر سوال برد.

  در تاریخ جدید هم با وجود پیشگویان بزرگی مانند نوستراداموس که هزاران پیش گویی وی از انقلاب فرانسه ،جنگهای جهانی تا وقایع 11 سپتامبر به واقعیت پیوسته یا عارف بزرگ ایرانی شاه نعمت الله ولی که تاریخ کشورعزیزمان را به نیکی پیشگویی کرده نمیتوان منکر این شد که  افرادی در گذشته توانسته اند آینده را به خوبی بینند .

وجود این شواهد علنی ما را با این سوال اساسی مواجه میسازد که اگر آینده نوشته نشده پس این پیشگویی ها چگونه صورت گرفته است؟ وچگونه میتوان از آینده باخبر شد؟

پاسخ این سوال میتواند برای ما ماهیت فالهایی که درست و صحیح جواب می دهند را نیز روشن میکند. بازهم برای پاسخ دادن به این سوال اگر به قانون جاذبه مراجعه کنیم با این اصل مواجه میشویم

اگر چیزی را در ذهن خود باورکنیم آن چیز بزودی در دنیای واقعی ما نمایان خواهد شد

     پس وقایع بازتاب باورانسانها هستند. آینده چیزی نیست جز ادامه روند قانون جاذبه به عبارت ساده تر (بچه های امروز در فکر ما پدران واقعی فردا هستند ) بنابراین اصل میتوانیم رخدادها را از روی باورها پیشگویی کنیم. در واقع کاری که یک فال خوب انجام میدهد روشن ساختن باورهای ماست که در ضمیرناخوداگاه ما پنهان شده

به عبارت  دیگر:

آینده ای که فال برای ما پیشگویی میکند  از  ضمیر ناخوداگاه ماست نه سرنوشت ما

 در انجام یک فال ما ذهنیت خود را روشن میکنیم ذهنیتی که با باور رخداد هماهنگ یا در تعارض است.از قانون جاذبه بیاد دارید که تصویر ذهنی ما نسبت به هر چیزی اگر به شکل باور بود رخ میداد مثلا اگر تصویر ذهنی ما این بودکه: سال بعد یک خانه شخصی خواهم داشت این باوررخ میداد اما اگر تصویر ذهنی ما این بود: میخواهم سال آینده یک خانه شخصی داشته باشم این باور منجر به رخداد نمیشد.

در واقع  پس از انتخاب یک فالنمای درست که همه حالات یک رخداد را درخود دارد (مثل ای- چینگ) ، مهمترین کاری که باید برای گرفتن فال انجام دهیم این است که آنچه آرزوی ماست را خوب تجسم کنیم وروی آن هنگام گرفتن فال خوب تمرکز کنیم.

البته این شرط برای گرفتن فال توسط خودمان کافی است اما اگر شخص دیگری برای ما فال می بیند می بایست شرایط ویژه ای را رعایت کند از جمله اینکه در هنگام گرفتن فال، فالگیر از نظرروحی و جسمی در حال ریلاکس باشد و خلاء ذهنی در خود ایجاد کند (مثلا با مدیتیشن) تا بتواند مانند یک آینه تمیز ذهنیت ما را به تفسیر فال منعکس کند نه مخلوط ذهن خودش را با ما، که البته این کار فقط توسط افراد خبره و خاص مقدوراست. بنابراین پیشنهاد میکنم خودتان برای خودتان فال بگیرید  بعضی فالنامه های حافظ که تفسیر صحیحی شده اند یا کتاب ای- چینگ یا تست پاندول بوعلی سینا نیاز به علم خاصی برای آموختن ندارند و براحتی هر کسی می تواند با اندک دانش اجرای صحیح فال، تفالی بزند

اما هدف ما از فال گرفتن چیست؟

نکته مهمی که میخواهم در مورد فال گرفتن بگویم این است که ما هنگام فال گرفتن میتوانیم بفهمیم چیزی را که در ذهن داریم با باورهای ما قابل اجراست یا خیر. وآنگاه که فال به شما پاسخ میدهد با یک سوال جدی تر مواجه میشویم آیا باید به فال اعتماد کنیم؟ 

اگر فال ما بد آمد چه کنیم؟

   بسیاری از مردم وقتی فالشان بد می آید از خواسته خودانصراف میدهند این موضوع مرا یاد این لطیفه می اندازدکه میگوید: (شخصی از خیابان رد میشد چند قدم جلوتر پوست موزی را دید و گفت: ای داد! بازهم باید بخورم زمین ). این دقیقا مانند این است که بگویم چون فال من میگوید: در کنکور قبول نمیشوم پس درس خواندن دیگر بی فایده است یا اینکه ممکن است فال به شما بگوید شما هفته آینده  بیماری سختی میگیرید و یا هر اتفاق ناخوشایند دیگر حالا چه عکس العملی باید داشته باشیم؟؟؟

اگر آرزویی داریم و فال ما بد می آید آیا باید آرزو را رها کنیم( روی پوست موزی که چند قدم باآن فاصله داریم لیزبخوریم؟)

خیر. بیاد بیاورید فال تقدیر ما نیست . وقتی فال ما بد آمد ما باید خوشحال باشیم که  از ناخوداگاه خود با خبر شدیم و دانستیم آرزوی ما با باورهای درونی ما در تضادند پس وظیفه ما این است که باور خود را تغییر دهیم نه اینکه از آرزوی خود دست بکشیم.مگر آنگه آن خواسته برای ما اهمیت چندانی نداشته باشد

اما اگر اهمیت دارد وظیفه داریم باورهای خود را نسبت به چیزی که برای ما بد آمده تغییر دهیم و حتما میدانید هیپنوتیزم یکی از نزدیکتین راهها برای تغییر باور ماست.مثلا اگر فال میگوید در کنکور قبول نمیشویم باید باوری که درباره کنکور داریم در خود تغییر دهیم. این کار را میتوانیم با مطالعه مضاعف و ریشه کنی نومیدی هم در خودایجاد کنیم.  همچنین اگر فال ما خوب هم بیید باید بدانیم فال فقط میگوید تصویر ذهنی ما درست است مادامی که این تصویر ذهنی ما است رخداد دلخواه ما انجام میشود اگر تغییر کند آینده هم تغیر میکند  وقتی فال میگوید: در کنکور قبول میشوید یعنی باهمین ذهنیت و برنامه ریزی که در فکرخوددارید اگر ادامه بدهید درکنکور قوبل میشوید نه اینکه دیگر لازم نیست درس بخوانید.

 فالگیریا فالساز

   در انتهای این بحث بد نیست بدانید نوع دیگری از فالگیران هم هستند که به فالگیران شیاد معروفند ومن آنها را فالساز مینامم. این افراد ابتدا با بدست آوردن اطلاعات شخصی شما بطور مخفیانه و بازگویی همان اطلاعات در حضورتان هنگام فال گرفتن، راستگویی خودشان را در ذهن شما به باور میرسانند و آنگاه  شروع میکنند به پیشگویی چیزهایی که خود دلشان میخواهد و به این ترتیب شما پیشگویی های آنها را باور میکنید و البته میدانید این باورها هم موجب میشود این وقایع برای شما رخ بدهند. در این خصوص میخواهم بگویم اگر برای شما باورهای خوبی میسازند مثلا به شما نوید خوشبختی میدهند و ازاین بابت نیز هزینه زیادی از شما نمیگیرند این کار مانند هیپنوتیزم کردن است و باید از ایشان تشکر کنید اما اگر برای شما آرزوهای بدی میکنند یا با بی انصافی پول زیادی میگیرند واقعا شیادند!!!

نتیجه گیری

    امیدوارم در این  فرصت کوتاه قدری از ابهامات که حول محور فال و فالگیری در ذهنتان بوده برطرف شده باشد حال به موضوع اصلی خودمان یعنی هیپنوتیزم برمیگردیم. مجددا خاطرنشان میکنم هدفم از بیان این مطلب اطلاع رسانی برای عموم بود وگرنه کسانی که هیپنوتیزم را می آموزند آنقدر در ناخوداگاه خود کنکاش میکنند که نیاز به فال گرفتن ندارند چون براحتی می توانند با خودکاوی از جای-جای روان خود آگاهی بیابند وتغییرات مورد نظر را در خود ایجاد کنند.

و اما پیشگویی با هیپنوتیزم

  حتما تاکنون متوجه شدید پیشگویی وتواناییهای فوق بشری دیگری که در حالات بخصوص مانند هیپنوتیزم از انسان سر میزند تماما رازهای مکنونه ای از صندوق اسرار وجود انسان است و هیچکدام غیر علمی نیستند در واقع:

خبر از آینده تنها پیش بینی علمی تغییراتی است که در جهان پیرامون ما رخ میدهد

وقتی شما اخبار پیش بینی وضع هوا را میشنوید تعجب نمیکنید زیرا میدانید که متخصصین این علم به آینده سفر نمیکنند بلکه به کمک کامپیوترهای پیشرفته ساخت بشر این پیش گویی ها را انجام میدهند. کامپیوترهایی که هنوز هم نسبت به مغز آدمی  ازکارایی کمتری برخوردارند.

با ورود به درجات بالای خودهیپنوتیزم شما با پدیده های خواندن افکار- روشن بینی – غیب گویی و پیشگویی روبرو خواهید شد  پدیده هایی  که ممکن است الان برای شما غیر قابل باور یا اعجاب انگیز باشند لیکن باید بدانید همه این پدیده ها فقط و فقط بهره گیری از همین مغز و قوای دماغی است که همه ما از آن برخورداریم ولی در حال حاضر کمتر از 5% آنرا مورد بهره برداری قرارمیدهیم در حالی که

میتوانیم با ترتبیت این قوای روحی به توانمندیهای عجیبی برسیم.

 موفق باشید: فردین ناصری

 

فرهاد فردین
 
دوشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸۸

هیپنوتیزم و ترک اعتیاد

هیپنوتیزم و ترک اعتیاد

  اگر شما نخواهید در کلاسهای هیپنتیزم شرکت کنید،معتاد هم نباشید و در اطرافیانتان هم معتاد وجود نداشته باشد (که با این آماراعتیاد بعید به نظر میرسد) حداقل فایده مطالعه این مطلب این است که میتوانید جهت تنویر افکار نزدیکانتان که ممکن است در آستانه سقوط باشند و یا به نوعی با این بلای خانمان سوز دست به گریبان باشند به آن توصیه کنید.

وسواس و ترک عادات بد

   اعتیاد در در سادهترین شکل خود تکرار یک کارعادی است که شخص بصورت کاملا غیر ارادی انجام میدهد. اگراین کار عادی یک کارخوب باشد به آن وسواس میگوییم مثل عادت به شستن دستها ، عادت به  گفتن یک کلمه خاص و ...و اگر یک کارخلاف عرف باشد به آن عادت بد میگوییم مانند عادت به جوین ناخن، عادت به غذا خودن با صدای بلندو ...  البته گاهی اوقات خود فرد هم متوجه این کردارغلط خود نیست ولی  با انجام آن بطور غیر مستقیم ایجاد مشکل میکند ماند سریع غذا خوردن یا پر خوری که منجربه  چاقی میشود.

یکی از ساده ترین روشها برای رفع این عادتها روش تداعی است که باید در باور شخص بین این عادت ویک احساس خیلی بدیک ارتباط قوی ایجاد کرد تاهنگامی که شخص میخواهد این کاررا انجام دهد بلافاصله آن حس بدمانع انجامش شود. این روش در هیپنوتیزم بسادگی قابل اجراست.

اما بحث اصلی ما درباره موضوع وحشتناکی است که در جامعه به نام واقعی اعتیاد میشناسیم.        

بیایید به این دستان غم انگیز از دو زاویه مختلف نگاه کنیم

نگاه به معتاد از دنیای خارج

اگر داستان زندگی یک فرد معتاد را مطالعه کنید بدون شک غم انگیزترین داستان دنیا را مطالعه کرده اید

در طول تاریخ بیماریهای گوناگون و لاعلاج بسیاری وجودداشته که بشر با آن سرو کار داشته اما براستی هیچ بیماری در تاریخ نبوده که مثل اعتیاد تمام هستی یک فرد را از اوبگیرد. اگر فکر میکنید طاعون ،سرطان، ایدز و یا هربیماری دیگری که نامش را شنیده اید واقعا کشنده هستند باید بگویم این بیماریها فقط جان یک فرد را تهدید میکنند اما اعتیاد تمام مال وجان اعتبار و حیثیت و اخلاق و انسانیت یک فرد را بتدریج از او میگیرد. شاید به علت وجود این همه معتاد که در تمامی اقشار جامعه ما یافت میشوند از این زاویه به این واقعیت نگاه نکرده باشید اما واقعیت این است که یک انسان وقتی در دام اعتیاد گرفتار میشود هر لحظه در حال از دست دادن همه دارایی هایش است. از انسانیت، ناموس، وجدان، غیرت، شرافت گرفته تا هوش، حافظه، سلیقه و تمام قوای عقلی.

اعتیاد نهایت پوچی و انحطاط  است. ویروسی برای نابودی تمام قدرت و ارزشهاو... هر آنچه که فکرش را بکنید.

   یک فرد معتاد که مانند هر کودک دیگری معصوم وبیگناه به این دنیا وارد میشود در حالیکه مسیربین انسان بودن را تا شیطان شدن بگونه ای طی میکند که هنگام مرگش حتی مادرش نیز ناراحت نمیشود و بدتر اینکه  امیدی به آمرزشش هم نیست.

درحالیکه جرم اصلی او ورود اشتباه به بن بست اعتیاد!!! بوده است.

    غمناکتر اینکه یک معتاد در سفر به انحطاط و نابودی تنها نیست همواره با خود  انسانهای بیگناهی را نیز با خود رو به فنا میبرد. جامعه و خانواده یک فرد معتاد هم به علت وجود او خسارات زیادی را تحمل میکنند. این موضوع را 12 سال پیش  هنگامی که طی تحقیقی که با دوستانم  در دادگاهها داشتم  متوجه شدم و فهمیدم درهر جرمی که اتفاق می افتاد حتما پای یک فرد معتاد درمیان است از سرقت وکلاهبرداری تا جنایت و آدم ربایی.  

 

نگاه به معتاد از دنیای داخل

     فرد معتاد انسان سالمی است که برای دست یافتن به حال بهتر یا فرار از حال بد خود معمولا اولین بار بامواد مخدرآشنا میشود اما این مواد افیونی اورا به بهشتی از لذت رهنمون میسازد  به لذتی که  شخص هرگز درتمام عمرش نچشیده . بزودی این بهشت که حالت نشئگی نام دارد و فردرا از تمام دنیای واقعی با مشکلاتش رهیی میدهد میشود مامن روان  معتاد

رفتار یک فرد معتاد بگونه ای تغییر میکند که اعتیاد برایش تنها انگیزه زندگی میشود

معتاد زلیخایی است که یوسفش را درموادمخدر پیدا کرده و مصرف پی در پی مواد مخدرمانند قطامه ای میشود که معتاد زن و فرزندش را هم حاضر است  قربانی این معشوقه نماید. دوری از این معشوق برای معتاد عاشق  با درد جسمی وحشتناکی به نام خماری همراه است جایی که معتاد حاضر است هر چیزی را به هر قیمتی بفروشد تا به معشوق برسد از جان و مال دیگران گرفته تا ناموس و شرافت خودش

مشکل اساسی در رویارویی با این بیماری این است که  معتاد یک خود فروخته به شیطان میشود و هر کسی که بخواهد به او کمک کند را دشمنی میبیند که میخواهد اورا از معشوق بی مثالش جدا کند.

در نهایت هم فردی که شاید در زمانی صاحب مکنتی بوده با خفت وفلاکت خواب غفلت را به خواب ابدی پیوند میدهدبا این  آرزو که در جهان آخرت خدا فقط منقل وبافوری عطا کند. 

پیشگیری

 حالا که با داستان غم انگیز معتاد آشنا شدید به پیشگیری بیندیشیم. برخلاف  نظر بسیاری اعتیاد مخصوص یک قشر خاص با یک تربیت بخصوص نیست.

   دام مواد مخدر معمولا سر راه هر کسی با هرمیزان سن وسال و طبقه اجتماعی و تحصیلات و اعتقادات گسترده است وقتی در مسیر راهمان با چنین احساساتی روبرو میشویم احساساتی از قبیل نا امیدی- یاس- ورشکستگی - شکست عشقی -خستگی مفرط پی در پی – حس روزمرگی- تکراری بودن زندگی- تنهایی در نوجوانان و هر حس دیگری که پوچی را تداعی کند.

بنابراین هرگز فکر نکنید اعتیاد از شما خیلی دور است همواره به احساسات خود و نزدیکانتان توجه کنید تا حس پوچی در شما یا آنها بوجود نیاید.

همیشه پیشگیری راحتتر از درمان است

واما  روش درمان اعتیاد

     برای ترک اعتیاد  صدها متد مختلف و هزاران داروی مختلف تولید شده است. داروهای ترک اعتیاد سعی در کاهش درد بدنی فرد معتاد هنگام قطع مصرف دارند و بعضی از داروها هم بسیار موفق بوده و این درد را تا حد بسیار زیادی کاهش میدهند فرد معتاد پس از نهایتا یک هفته عدم مصرف دیگر از لحاظ جسمی نیازی به مصرف دارو ندارد و با مصرف نکردن دچار درد شدید  نمیشود.

    البته ترک جسمانی بدون دارو هم میسر است. دراین روش که در کمپهای ترک اعتیاد رایج است معتاد بدون مصرف هیچ دارویی به قطع یکباره مصرف اقدام میکند و بعداز 3 تا 7روز درد از اعتیاد جسمانی رهایی می یابد.

    اما واقعیت این است که لذت مصرف مواد مخدر چنان در معتاد اثر کرده که اگر چندین ماه هم پس از قطع مصرف بیاد مواد مخدر بیفتد  بازهم علاقمند استعمال خواهد افتاد  وبازگشت میکند در واقع ترک مصرف زمانی مشکل را حل میکند که معتاد دیگر به مواد فکر نکند اما آیا این ممکن است ؟  اگر شخصی  یکی از نزدیکان خود را 1 هفته نبیند آیا میتوان از او انتظار داشت اورا فراموش کند ودیگر به او فکر نکند؟ آیا اصولا چنین چیزی ممکن است؟؟؟؟ مسلما  خیر

روان درمانی اعتیاد

   در این خصوص روشهای دیگری هم برای ترک هستند که سعی دارند  اعتیاد را به عنوان یک بیماری روانی (نه جسمی) درمان کنند یکی از روشهای مرسوم که به کنگره 60 معروف است  روش درمان تدریجی است که هم درد جسمی را ندارد. در این روش معتاد به تدریج از مواد مخدر فاصله میگیرد ودر نتیجه احساس دلتنگی ( خلاء روانی) به مواد را نخواهد داشت در این روش معتادین طی جلساتی منظم گرد هم می آیند واز مزایای  دنیای پاک صحبت میکنند و بتدریج سعی میکنند با کم کردن میزان مصرف خود (حدود 1 سال) این جلسات را جایگزین مواد مصرفی خود نمایند

این روش اگر کامل اجراء شود بسیار مفید است و تنها مشکل این روش مدت زمان زیاد دوره ترک است که آنرا بسیار شکننده میکند چون در این مدت شخص معتاد  به محض بهم خوردن تعادل روانی(اعصاب خردشدن) شرکت در جلسات و کاهش مصرف خود را رها کرده و به آغوش عشق خود یعنی مواد پناه میبرد.

بهترین روش ترک مواد مخدر

    بهترین راهی که جهت درمان در تمام دنیا مورد استفاده قرار میگیرد  روش درمان مرسوم به نام N.A  است روشی که  ابتدا برای ترک اعتیاد به الکل در جهان پدیدار شد. این روش با تکیه بر 12 اصل عرفانی  که 12 قدم نامیده میشود  سعی میکند فرد معتاد را گام به گام به دنیای والای انسان بودن سوق دهد و همچون یک دین جدید اصول و مبانی اخلاقی جدیدی به او معرفی نموده و او در چارچوب این اعتقادات از پایینترین سطح انسانی واعتیاد دور میشود. این روش مادامی که فرد معتاد در جلسات روزانه شرکت میکند اورا از موادمخدر دور نگه میدارد و تنها اشکال آن این است که فرد معتاد می بایست چندیدن سال مرتب در جلسات شرکت کند و به محض قطع ارتباط با گروه و عدم شرکت در جلسات درآستانه سقوط قرارمیگیرد.

هیپنوتیزم و ترک اعتیاد

هیپنوتیزم در تمام مراحل مبارزه با اعتیاد  بسیارموثر عمل میکند

1-   پیشگیری از اعتیاد: با هیپنوتیزم میتوان انگیزه و لذت بردن از وضع موجود زندگی- بردباری و آرامش در برابر مشکلات، رفع احساس پوچی و پوچگرایی را در افراد ایجاد نمود تا شخصی  دچار سقوط به این دوزخ عینی نشود.

2-   ترغیب به ترک اعتیاد: با هیپنوتیزم میتوان با تلقین، لذت مصرف موادمخدر  را به تنفر از مصرف آن بدل کرد و بی علاقگی را بجای شیفتگی به مواد مخدر در باورهایش گنجاند. با تقویت اراده فرد میتوان او را به ترک مواد مخدر و انسجام تصمیم به خروج از این منجلاب یاری نمود

3-   ترک بدون درد: با هیپنوتیزم میتوان بدون نیازبه دارو و فقط با تلقین بی حسی و بیدردی به ترک جسمانی مواد مخدراقدام نمود همچنین میتوان با هیپنوتیزم زمان ترک را بسیار کوتاه کرد تا شخص بجای یک هفته 2روزه از نیاز جسمانی رهایی پیدا کند

4-   درمان روحی : با هیپنوتیزم نیازی به شرکت در جلسات طولانی نیست بلکه بجای آن فرد می بایست بیشتر با خودهیپنوتیزم خود را از مواد مخدر متنفر کند و همچنین آرامشی که هیپنوتیزم به شخص میدهد مانع بهم خوردن تعادل روانی فرد میشود و راه بازگشت به مواد بسته خواهد ماند.

5-   پر کردن خلاء روانی: انجام مرتب خود هیپنوتیزم  لذات عمیقتر و بهتری نظیر لذت بردن از نقاشی کردن یا آموختن  موسیقی درفرد ایجاد میکند بطوریکه هنر، معشوقه ای میشود زیباترو جذابتر از معشوق قبلی اش یعنی اعتیاد واین جایگزینی در فکر و روحش  کامل کننده درمان اعتیاد خواهد بود.

6-   ترمیم زخم روح: نهایتا میتوان با هیپنوتیزم در فرد حسی ایجاد کرد که فراموش کند روزی معتاد بوده وباور معتاد بودن را با تمام خصائص منفورش از یاد ببرد.

 

به امید ریشه کن شدن اعتیاد در تمام جهان

فردین ناصری

 

فرهاد فردین
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ